تبليغاتX
شاهرخ خان


به نام خدا

سلام...سلام...سلام...يه سلام گرم و پرانرژي به همه ي دوستان شاهرخي و غير شاهرخي!...خوبين؟...خوشين؟...سلامتين؟... How Are You? شرمنده اگه دير به دير آپ مي كنم!...همه تو تابستون فعالتر مي شند ولي نمي دونم چرا بنده برعكس عمل مي كنم!!!!!!!!!!!!چه خبر؟...فیلمای جدید چی دیدین؟؟؟...من که چند تا فیلم از شاهد کاپور دیدم...ایشق و ویشک و چوپ چوپکه و فیدا(به یاد دوران قدیم) و دل مانگه مور و مهم تر از همه قسمت کانکشن و لاو استوری ۲۰۵۰ رو دیدم!!!ایشق ویشک خیلی قشنگ بود...بازی شاهد و آمریتا عالی بود...خیلی به هم می یان!... Blings لاو استوری هم خیلی ناز بود...پریانکا با موهای قرمز خیلی خوشگل شده بود!....آهنگاش هم قشنگ بود! و اما قسمت کانکشن...وقتی به دستم رسید با کلی و ذوق وشوق فیلم رو گذاشتم ...تیتراژش رو زدم جلو و قتی نگه داشتم............وای حدس بزنید چی شد؟...یه مرد داشت صحبت می کرد!....حالا حدس بزنید کی بود!..بله...اون صدای قشنگ فقط می تونست متعلق به یه نفر باشه!...شاهرخ خان...وای خدا باورم نمی شد!...مگه میشه من صدای کینگ رو تشخیص ندم؟؟؟؟؟...خلاصه زدم عقب تر که دیدم نوسته:

special thanks:shahrukh khan

خلاصه كلي جيغ زدم و ذوق كردم...قيافه ام اينطوري شده بود: Love Sick (چه خوشگل شدم امشب!)

قربونش برم كه با اون همه اوبهتش مي ياد تو فيلمي فقط چند دقيقه به عنوان راوي حرف مي زنه!...به قول فريده استاد فن بيانه!!!!!!!... Love Drops بگذريم!...بريم سراغ آپ اين دفعه كه با دست پر اومدم!...خبر ها ي دست اول رو كه ماشاالله دوستاي گلم تو وبلاگهاي خوشگلشون به شما مي دن! به خاطر همين كه من بيشتر ترجيح مي دم براتون ترجمه بذارم!...به هر حال اگه خواستيد توي نظرها بگيد كه ترجمه بهتره يا خبر و عكس و...! يادتون نره ها!

خب اگه گفتيد اين دفعه ترجمه ي چي رو گذاشتم؟...بله!...تصميم گرفتم به جاي ترجمه ي فيلم براتون درباره ي فيلم فير 2008بنويسم كه اميدوارم دوست داشته باشيد!...البته چون خيلي طولانيه و من مي خوام كه زودتر تموم بشه به صورت خيلي خلاصه مي ذارم!(البته راستش رو بخواين اينقدر سخته كه بعضي جاها رو هم متوجه نشدم...آخه خيلي كلمات اينگيليسي به كار مي برن!) ولي در هر صورت مثل ترجمه ي فيلمها به صورت ديالوگ به ديالوگ نيست! البته تو اين آپ به غير از ترجمه فيلم فير چيزهاي ديگه هم گذاشتم...يه خلاقيت از خودم در وكردم!!!!...حالا خودتون ببينيد!...ولی قبل از اینکه بریم سراغ آپ یه تشکر ویژه از دوست خیلی گلم فریده جون می کنم که بیشتر عکسای خوشگلی که مشاهده می کنین کار این دوست عزیزمه!!! فریده جونم از تمام قسمتها برام عکس گرفت!...دستش درد نکنه که همیشه زحمت عکسای منو چه تو برمودا و چه اینجا می کشه!!!....

film fare2008

در ابتدا در بيرون استديوي ياش راج بازيگران در حال اومدن هستن و خانم آمريتا آرورا هم بعد از سلام و عليك با بينندگان با هر كدوم از ستارگان مثل كارينا و سيف.ديپيكا و شاهرخ و گوري و ياش چوپرا و كارن ... مصاحبه ي كوتاهي مي كنه و نظرشون رو در مورد اينكه جشن چطور برگزار ميشه مي پرسه كه متاسفانه اين قسمت دي وي دي من گير داره و نمي تونم بيشتر در موردش بنويسم ...درست هم از اونجايي كه با گوري مصاحبه مي كنه!...ولی عکساش رو براتون تو ادامه مطلب می ذارم.يادتون نره حتما بريد ببينيد:

 

 داخل سالن و شروع جشن:

 

با دست زدن تماشاچي ها ويديا بالان بر روي سن ظاهر ميشه كه يه لباس نارنچي پوشيده و موهاش رو فر كرده!...

ويديا:سلام و ظهر بخير همگي!...به پنجاه و سومين جشنواره ي فيلم فير اوارد خوش آمدين!!!

خلاصه مقدمه چيني مي كنه و ميگه كه برنامه و سورپرايز هاي زيادي دارن! بعد نوبت به دادن چند تا جايزه مي رسه!...ويديا آقاي كبير بيدي و خانم پوجا بيدي رو صدا مي كنه تا اسم برندگان رو بخونند!

جايزه ي بهترين جلوه هاي ويژه رو به فيلم ام شانتي ام مي دن!..ايول...اولين جايزه مال اين فيلم بود!.. بعد جايزه ي بهترين كارگردان هنري رو به آقاي سمير چاندا واسه فيلم "گورو" مي دن!(ايششششششششش) و بعد بهترين اكشن به راب ميلر واسه چكده اينديا.(به به)

بعد خانم گولپونا و شرياس تالپود يا همون پاپوي خودمون تو ام شانتي ام جايزه ي بهترين تدوين رو به آميتاب شوكلا براي چكده اينديا مي دن

 

جوايز بعدي هم:

Best choreogrophy:saroj khan_Barsonre_Guru

كه چون ساروج خان تشريف ندارن خود ويديا به جاشون جايزه رو مي گيره!

بعد از اين جوايز به اولين اجرا مي رسيم و اون هم اجراي بازيگر تازه وارد فيلم جاني گدر آقاي نيل نيتين موكيش هستش كه اجراو رقصش خيلي هم باحاله و همه كيف مي كنند!

 

بعد دوباره ويديا خانم رايما سن و يه آقاي ديگه كه نمي شناسم و اسمش رو هم متوجه نشدم رو صدا مي كنه جايزه ي Best sound Design رو به سه نفر واسه فيلم جاني گدر مي دن! و جايزه ي بعدي:

Best Cinematography:Sudeep chatterjee_chak De India

اينجا بينديا ي خودمون رو كه يه ساري خوشگل پوشيده رو نشون مي ده كه با خوشحالي تشويق مي كنه!..! بعد آقاي عباس مستان مي ياد تا جوايز بعدي رو اعلام كنه!

Best costume:Sujata sharma_Gandi my father

Best Background Score:AR Rahman_Guru

اينجا اي آر رحمان وقتي جايزه رو ميگيره از ماني رتنام به خاطر ساخت فيلم گورو تشكر مي كنه!

خب...خيلي خسته كننده بود و اما از اين به بعد ديگه خيلي خيلي خيلي باحال ميشه...خودتون رو براي ورود دو نفر آماده كنيد! ويديا بعد از كمي صحبت ميگه كه اين دو نفر كاري مي كنند كه برگشتن من مشكل ميشه پس همگي دست بزنيد براي...ويديا ساكت ميشه و بعد شاهرخ و سيف رو تو فيلم فير 2004 نشون ميدهع...اينجا خيلي باحاله تيكه هاي خنده دار اين دوتا با هم و قسمتي از فيلمهاي قديميشون و همينطور كال هو نا هو!

  

تا اينكه...........دوربين بالاخره شاهرخ خان و سيفعلي خان رو در بيرون استديوي ياش راج نشون مي ده كه كت و شلوار و كراوات و كلاه سياهشون منو كشته!...هر دو از دو تا اسب سفيد پياده مي شن و در حالي كه همه دست مي زنند شاهرخ با خوشحال ميگه:..آره...ياش راج استديو!!! و بعد رو به مرده كه اسبها رو نگه داشته ميگه:رام ديان...اين اسب هاي ما رو خوب نگه دار...كه اگه بعد از شو كسي دنبالمون كرد به راحتي فرار كنيم(اينجا كارينا داره حسابي مي خنده و ذوق مي كنه!)..به كسي چيزي نگو!

سيف:مخصوصا به ياش جي چيزي نگو!

شاهرخ:آره به اون نگو...ياش چي عادت داره كه اگر تو استوديوش ستاره هاي مثل ما يا اين اسبها مي يان اونا رو مي گيره خفه مي كنه! اينجا همه مخصوصا ياش چوپرا مي خندند!

خلاصه شاهرخ و سيف هي براي دختراي دور و برشون ماچ مي فرستند مي گند دوستون داريم دخترا و وارد سالن مي شند.

 

شاهرخ رو به بقيه ميگه:خواهش مي كنم آروم باشيد!(مثلا از ديدن ما مثل مهسا غش نكنيد!)

مي رن بالاي سن اما سيف كه تازه جو گير شده هي به اين طرف و اون طرف ماچ مي فرسته و ميگه:سلام...خوش حالم مي بينمت!

كه شاهرخ صداش مي كنه ولي سيف حواسش نيست!

شاهرخ:...سيف...سيف...سيف!

سيف به خودش مي ياد و ميگه:چيه شاهرخ مردم 4 ساعت واي مي ايستن فيلم جودا اكبر رو تماشا مي كنند اون وقت دو ساعت نبايد دو تا خان رو تماشا كنند!(خنده هريتيك و بقيه!)

شاهرخ:اوه البته!...سلام به همگي...دخترا!

بعد يه ذره حرف مي زنند و مي گند كه ما بعد از سه سال برگشتيم و اينا...

سيف يه ذره حرف مي زنه و همه رو به اينگيليسي مي گه. و بعد از اون شاهرخ دوباره همه ي حرفاي اونو از اول به هندي ميگه!...وقتي حرفش تموم ميشه همه براش دست مي زنند.

سيف:چرا هندي صحبت كردي شاهرخ؟

شاهرخ هم با لحن با مزه اي ميگه:سيف...دوست من هنديه!( و همه مي خندند!)

سيف:نه جدي!...چرا هندي حرف زدي؟

شاهرخ به هندي ميگه:فيلم فير تصميم گرفته كه چون اين اوارد...منظورم جايزه هاست...هندي هستند و مال سينماي هند هستند به همين دليل ما هم بايد هندي اجراش كنيم!

سيف با ناراحتي ميگه:هندي؟...خب چرا اينگيليسي نباشه؟

شاهرخ هم خيلي دوستانه دستش رو مي ذاره رو شونه ي سيف و ميگه:سيف اگه اينگيليسي بود كاترينا كيف رو صدا مي كردند نه من و تو! واي كه اينجا همه از خنده مي تركند...خيلي باحاله!

سيف:آها...كاملا درسته...پس ما هندي حرف مي زنيم.شما هندي بشنويد...هندي بخنديد و هندي هم تشویق کنید!(دوباره همه مي خندند!)

اينجا يه ذره پيام بازرگاني مي ده!

بعد يه ذره شوخي دوباره سيف به اينگيليسي ميگه:ما خيلي خوشحاليم كه برگشتيم و همه شما رو خيلي زيبا و خوشگل و سكسي مي بينيم!

شاهرخ هم با حرص ميگه:به اندازه كافي كلمات هندي به كار بردي...كافيه!

سيف:ممنون..ممنونم شاهرخ!

شاهرخ:بذار من يه ذره هندي بگم...شما مردم بسيار خوش شانسي هستيد...به اين دليل كه من شنيدم كه توي آمريكا جايزه ي اسكار رو كنسل كردن چون بسياري از نويسنده ها اونجا اعتصاب كردن!(بازم همه مي خندن...اينقدر كه با مزه حرف مي زنه!)

سيف:خدا رو شكر اين اتفاق واسه ما نيوفتاد چون با ديدن فيلماي ما مي فهميم نويسنده ها الان چهار ساله اعتصاب كردن! همه مي زنند زير خنده! شاهرخ هم اين تيكه يه خنده ي خيلي بامزه مي كنه كه نگو!

شاهرخ:البته داستان كه هست...اما نيكل آدواني و سانجي گوپتا تو يه داستان چهل تا موضوع مي نويسند پس بقيه مردم چي بنويسند؟...واي كه اينجا ملت از خنده روده بر مي شند مخصوصا ياش چوپرا!

واي اين قسمت كه اينقدر باحاله كه مردم همينطوري مي خندند.

سيف:پس ما همه 2000 نفري 2000 فيلم در سال درست مي كنيم...مثلا يه فيلم جدي! و دستش رو دراز مي كنه:

كه يهو عكس فيلم پارتنر رو نشون مي ده.سيف كه ضايع شده بود ميگه:اوه نه...يه فيلم خنده دار!

اين دفعه شاهرخ دستش رو دراز ميكنه كه عكس لاگا چوناري رو نشون ميدن.

سيف : اين كه كاملا اشتباه بود!...يه فيلم براي بچه ها! شاهرخ و سيف دوتايي دستاشون رو دراز مي كنند كه اين دفعه ولكام رو نشون مي ده!سيف كه كلافه شده ميگه:فيلماي فوق العاده پرفروش! كه فيلم شكست خورده ي ساوريا رو نشون ميده...شاهرخ:اووووووووووووووو...اين نبود!

سيف:و چند فيلم با سوپر استار ها!

كه بالاخره عكس شاهرخ و سيف رو توي ام شانتي ام و تارا رام پام نشون مي ده كه شاهرخ و سيف با خوشحالي مي گند:آره...بالاخره درست گفتيم. و همه دست مي زنند!

  بعد شاهرخ و سيف خيلي دوستانه دستاشون رو مي ذارن رو شونه هاي همديگه و هر كدوم يه شعرهندي مي گند!

شاهرخ:وقتي ما اينجاييم ادب كجاست؟

سيف هم به هندي ميگه:مثل اينكه وقتي خورشيد اينجاست تاريكي كجاست؟

شاهرخ هم سيف رو مسخره مي كنه.دقيقا چي ميگه متوجه نمي شم اما منظورش اينه كه بالاخره سيف يه چيزو هندي گفت!

شاهرخ:عالي بود سيف...سيف هر سال داره بهتر ميشه...خب من مي خواستم بگه كه ما اينجا با شما شوخي مي كنيم و به اندازه ي كافي بي ادبي مي كنيم(خنده ي ديگران)...اما مي خوام بگم كه اينجا هر چي ميشه هر حرفي كه مي زنيم و هر بي تربيتي كه مي كنيم همينجا مي مونه...ما يه خانواده ايم...بيرون از اينجا نره كه خيلي ضايع است...به هر حال نگران نباشيد زن من هم درباره اش حرف نمي زنه!...همينجا نگهش داريد....

كارن:...و اگه تعريفي هم مي خوايد بكنيد خواهشا تو برنامه كارن جوهر اين كارو نكنيد!...اينجا كارن كه كنار مادرش نشسته مي خنده!...خلاصه بعد يه ذره صحبت سيف ميگه:من مي خوام هندي حرف بزنم!

شاهرخ:خواهش مي كنم!

اين قسمت خيلي باحاله...سيف هي گير مي كنه!سيف :براي اين اوارد..او...اوا. مي خواد به جاي كلمه اوارد(جايزه) هنديش رو به كار ببره!

شاهرخ:اوارد درسته اشكالي نداره...بگو...

سيف:براي اين اوارد من اين...آن...آنو....(مي خواد به هندي بگه دعوت مي كنم!)

شاهرخ:خيله خب من يه كلمه خوب مي گم استفاده كني....invite(دعوت كردن)....همه مي خندند!

سيف عاجزانه ميگه:مي تونم اسم مردم رو به هندي بگم؟

شاهرخ با خنده ميگه:اوه...واوووو!...اسمها رو مي خواد هندي بگه!!!!!!!!!! دوباره همه مي خندند!

خلاصه بعد از آلكا ياگنيگ و آنومالك دعوت مي كنند تا جوايز رو تقديم كنند!

RD Burman Award:Monty sharma_Saawariya

مونتي شرما كه خيلي تپل و مو فرفري هستش از سانجي و همه كسايي كه آهنگش رو قبول كردن تشكر مي كنه!...بعد شاهرخ و سيف باهاش دست مي دند...

شاهرخ:مونتي تو چه شامپويي استفاده مي كني؟...و دستي به موهاي مونتي مي زنه...و با خنده ميگه:خدا حفظت كنه!...همه مي خندند!

سيف:درباره ي شامپو حرف زديم جايزه بعدي از طرف سوني هدن شولدرز براي fresh face of the year(جديدترين چهره ي سال)

كانديدا ي جديدترين چهره ي سال:ديپيكا.سونام كاپور.سونيا مهرا.جيا خان.شريا ساران

شاهرخ:و براي اهداي جايزه خوش آمد مي گيم به ...ms......missكارينا كاپور!!!..اينجا شاهرخ موذيانه به سيف تنه مي زنه :هه...هه ...هه... . واي كه اينجا شاهرخ و بقيه از خنده مي تركن...سيف هم مظلومانه سرش رو مي اندازه پايين و شاهرخ ميگه: و روهيت گوپتا...ولي اين ديگه نياز نداره..هه ...هه..هه

سيف هم با خنده ميگه:روهيت گوپتاااااااااا!دوباره خنده شاهرخ و بقيه!

بعد كارينا و روهيت گوپتا مي يان و كارينا برنده رو كه ديپيكا هستش اعلام مي كنه.ديپيكا مي ياد و از فيلم فير و سوني و شاهرخ و فرح تشكر مي كنه!...بعد شاهرخ بغلش مي كنه و مي ره....

جايزه بعدي براي Best Female Debutant و كانديدا:ديپيكا و سونام كاپور.هنسيكا موتواني(آپ كا سرور).جيا خان(نيشاب).اورواشي شرما(نقاب)...كه آقاي جدجيت ساكسنا و خانم ساكسا براي اعلام جوايزه مي يا...پيرمرده خيلي با حاله...قبل از خوندن ميگه:ديپيكا بايد باشه ديگه...چرا باز كنم!

ساهرخ:قلبت چي ميگه؟؟؟؟(خنده بقيه)...خلاصه برنده ديپيكا بود...وقتي مي ياد شاهرخ بهش ميگه:تبريك مي گم ديپيكا...لطفا چيزاي متفاوت بگو...

ديپيكا:دوباره از تو ممنونم...

شاهرخ:البته..اينو دفعه ي قبل هم گفتي...بقيه رو بگو...

ديپيكا:فرح هم كه گفتم...

شاهرخ:از سيف هم تشكر كن...!

ديپيكا:اگه كارينا ناراحت نشه!...اينجا كارينا و بقيه مي خندند... بعد هم از والدينش و طرفداراش تشكر مي كنه و ميره!

بعد نوبت به Best Male Debutant مي رسه و كانديدا:نيل نيتين موكيش(جاني گدر).هيمش رشاميا(آپ كا سرور).رانبير كاپور.موزاميل ابراهيم(توكا).روسالان ممتاز(مرا پهلا پهلا پيار_MP3)

كه جيتندرا و توشار كاپور برنده رو اعلام مي كنند...رانبير كاپور!...اين قسمت خانواده ي رانبير رو نشون مي ده كه همه با خوشحالي و ريشي كاپور با افتخار پسرشو تشويق مي كنه!

بعد هم رانبير مي يد و از سانجي ليلا بهانسالي و سوني پيكچر و خانواده و فيلم فير تشكر مي كنه.

بعد يه ذره شوخي شاهرخ ميگه:ما باور داريم كه توي دنيا دو جيز درسته...يكي real(واقعي) و يكي na real(.همه مي خندند. ) و ما مي خوايم به شما na real awards(جوايز غير واقعي) رو معرفي كنيم...ميشه جايزه ها رو بياري؟

سيف دو تا جايزه كه يكيش شكل نارگيل و يكيش دراز رو مي ياره و ميگه:بله اين شكل نارگيله!...اولينna real award براي بدترين كارها در سينماي هند هستش.(خنده)

اين تيكه رو شاهرخ خيلي بامزه ميگه:خيلي شده...كارهاي خوب...جوايزه خوب...كارگردانهاي خوب...تهيه كننده هاي خوب...اون بيچاره ها چي؟....كه افتضاح كار مي كنند! (واي كه اينجا همه مي تركن از خنده.اينقدر كه اين تيكه آخر رو بامزه ميگه!)..اونايي كه فيلماي بد بد مي سازند!...بد بازي مي كنند.خوب براي اونا يه دست واقعي بزنيد. ريتش دشموك شروع مي كنه به دست زدن و شاهرخ رو بهش ميگه:هي ريتش چه خوب دست مي زنه..اون مي فهمه!...اون مي فهمه! ريتش و بقيه مي خندند!

سيف:راستي اين جوايزه منو ياد يه چيزي مي اندازه...منو ياد راسپي اواردز توي هاليوود مي اندازه!

شاهرخ سريع ميگه:اوه خفه شو...

سيف سريع جلوي دهنش رو ميگيره و ميگه:اوه!

شاهرخ:من...من اصلا نمي دونم راسپي اواردز چيه!

سيف:ما هيچي كپي نمي كنيم!

شاهرخ:ما اصلا نمي دونيم هاليوود چيه!...ها؟ هاليوود ديگه چيه؟؟؟( و دو تايي مي خندند!)

سيف:آره اينا كاملا اورجيناله!

شاهرخ با افتخار ميگه:بله پس سازنده ي اين جوايز ما هستيم!...برنده هاش ما نيستيم!...اهدا كننده هم ما ايم!

سيف:اما مسئول و مقصرش ديگه ما نيستيم!

شاهرخ:نهههههههههههههه! همه مي خندند!...اولين na real award براي Best wardrobe Malfun!

كانديدا:ويديا بالان (هي بيبي) براي لباسش و راني موكرجي(تارا رام پام) براي مدل جديد موهاش!!!!

شاهرخ:...من از موهاي راني خوشم مي ياد!!!

سيف:آره منم دوست داشتم....من كه باهاش ازدواج كرده بودم!!!!

شاهرخ:اوه آره...تو ازدواج كردي!!!!(كارينا هم همراه بقيه مي خنده!)

شاهرخ: خب برنده هستش.....

سيف: ويديا بالان براي Hey Why Baby Why!!!!!

شاهرخ:نه نه نه....Hey Baby........نه Why Baby Why !!!نكنه مي خواستي بگي....

سيف و شاهرخ با هم مي گن:Why Baby Why(منظورشون اينه كه سيف مي خواست به ويديا بگه چرا عزيزم چرا؟؟؟؟)

شاهرخ:كجايي ويديا؟؟؟....خودتو نشون بده!

ويديا نشسته ولي چون دوست نداشت جايزه بد لباسترين رو بگيره خودش رو نشون نمي ده!

سيف:اون كجاست؟؟؟؟

شاهرخ:كجاست؟ويديا كجايي؟؟؟

سيف پيداش مي كنه و شاهرخ براي اينكه ويديا زياد ناراحت نشه و يه جوري قضيه رو ماس مالي كنه به ويديا ميگه:ويديا ما فقط مي خواستيم بگيم كه ما دوست داريم!ويديا اين...اين مال تو نيست مال همه كارگردان و تهيه كننده هاي بد...خب ما اينو بهت مي ديم و تو مي توني بديش به يكي ديگه...اما...من و سيف صادقانه...دوست داريم...بالباس....

سيف: يا بي لباس!(اينجا همه مي زنند زير خنده!)

شاهرخ سريع ميگه:خب نه اين مي خواست احساساتش رو به صورت هات نشون بده!

سيف:اين فقط احساس معمولي بود!

شاهرخ با عصبانيت ميگه:سيف!...بيا بريم و نشون بديم كه دوسش داريم! ويديا!(اينجا خيلي باحاله سيف و شاهرخ دوتايي مي رن كنار ويديا مي شينند و هي خواهش مي كنند!

شاهرخ:ويديا ... نه تو بايد قبولش كني!...اين na real award...ويديا خواهش مي كنم...

سف:خواهش مي كنم صادقانه قبولش كن!!!

ويديا هم خلاصه جايزه رو مي گيره....

شاهرخ:آره قبول كرد...همگي دست بزنيد!!!

بعد شاهرخ رو به ويديا ميگه:چي شده عزيزم؟..چرا...اونجوري لباس پوشيدي؟؟؟؟

ويديا:...من به ساجد و مانيش اطمينان كردم....و به همين خاطر اينو گرفتم!!!

شاهرخ:اوكي ....موفق باشي عزيزم...راستي ...تو...نظرت راجع به...

سيف كتش رو نشون مي ده و ميگه:لباس من چيه؟...

شاهرخ:آره ما واقعا از تو خوشمون مي ياد البته مي تونيم شماره هم بديم اما...نظرت چيه! ...بعد شاهرخ و سيف هر دو قيافه مي گيرند!

ويديا هم با هيجان رو به اونا ميگه:اوه مي دوني وقتي من امشب براي اولين بار شما رو روي صحنه ديدم...

شاهرخ كه داره حال مي كنه ميگه:oh...hit me baby!!!!

ويديا:من گفتم...Wowwww....ياش راج چه گارسون هاي باحالي داره!!!!

يهو لبخند رو لب شاهرخ و سيف خشك ميشه و همه مي زنند زير خنده...كارينا و تونيكل خانا و خود ويديا كه ديگه مي تركن!!!

خلاصه حسابي ضايع مي شند...

ويديا موزيانه رو به شاهرخ ميگه:تو گفتي منو دوست داري؟؟؟

شاهرخ هم كه سعي مي كنه جلو خنده اش رو بگيره ميگه:آره عزيزم...ما دوست داريم... و بعد با بقيه مي خندن!!!

وديا:ببخشيد قبل از اينكه بريد ميشه يه ليوان آب برام بياريد!!!

شاهرخ و سيف هم با خنده بلند مي شن و دوباهر برمي گردن رو صحنه!

شاهرخ:اوه...ممنون ويديا...خدا حفظت كنه!...خب دوستان ديگه هيچ حركت ورزشي ندارن موقع گرفتن جوايز نشون بدين؟

سيف يهو ميگه:هي من مي خوام يه جك بگم!!!

شاهرخ:چي جك؟؟؟؟

سيف:آره

شاهرخ:بگو

سيف:چي مي شد اگه تو فيلم هي بيبي ويديا نبود و فقط سه نفر بودن؟

شاهرخ:فقط سه نفر؟

سيف:آره

شاهرخ:بذار فكر كنم...بذار فكر كنم............من نمي دونم كه اسم فيلم چي مي شد اگه ويديا نبود!!!!

سيف:Gay Baby!!!(gay به معناي همجنسباز هستش!)

واي كه اينجا شاهرخ و بقيه از خنده مي تركن!!!!اين شاهرخ هم كه اينقدر ناز مي خنده كه نگو!

قسمت بعدي همه جا تاريكه و شاهرخ و سيف هركدوم يه كلاه لبه دار قرمز سرشونه! شاهرخ:خانم ها و آقايان ما مي خوايم امشب يكي رو معرفي كنيم.... و بعد رو به سيف ميگه:من مطمئن ما امشب حداقل براي اين كلاها جايزه مي گيريم!!!

سيف :اول يه تهيه كننده ي تلويزيوني! و بعد شاهرخ و سيف دماغاشون رو مي گرند و اداي هيمش رشاميا رو در مي يارن و ميگن:اووو اووو اوووو . همه مي زنند زير خنده!

شاهرخ:بعد يه خواننده... و دو تايي با صداي كمي بلند تر ميگن:اووو اووو ا ووو

سيف:و حالا يه بازيگر موفق....اين دفعه شاهرخ و سيف بلند ميگن:هووو...هووو...هوووووووووووووووووووووو!

سيف:خانمها و آقايان...مردي كه بي شمار كلاه داره...

شاهرخ به لبه كلاهش اشاره و مي كنه و سيف ميگه:ببخشيد كلاه لبه دار.... و دو تايي ميگند:هيمش رشاميا....

شاهرخ:اي داداش هيمش!!!!... و در حالي كه مي رن مي گند:اووو اووو ا ووو!

بعد هم اجراي هيمش رشاميا هستش كه با صداي خودش آهنگاي فيلم آپ كا سرور و يه آهنگ نمسته لندن رو مي خونه و همه تشويقش مي كنند!

خب دوستان اين هم از ترجمه فعلا بسته...چي؟....كجا؟....خسته شديد؟....نريد بابا...به قول شاهرخ:پيكچر ابي باقي هه مره دوست!!!...پس خلاقيتي كه از خودم در وركردم چي!!!...گفتم كه چيزاي ديگه هم داريم...قسمت بعدي مي خوام چند تا عكس و سيگنچر خوشگل از بازيگراي مختلف و فيلماشون براتون بذارم تا حال كنيد!!!اول از جیگر خودم!

 شاهرخ خان

      

        

رانی موکرجی

   

            

 

پریتی زینتا

      

کارینا کاپور

 

 Click to view full size image Click to view full size image

 و...

       

  

   

خب اينم از اين و حالا مي رسيم به قسمت آخر....از اين به بعد تصميم گرفتم به آخر هر آپم بخش سكانسهاي مورد علاقه شما رو اضافه كنم...تو اين بخش از هر فيلمي كه شما دوست داشته باشيد يه سكانس رو براتون ترجمه مي كنم... لازم نیست که حتما از فيلماي شاهرخ باشه. اگه از فيلماي ديگران هم بخواين براتون مي ذارم!!! چون بعضي فيلمها ديگه قديمي تر شدن يا اكثرا معني هاشون رو شما مي دونيد...به همين خاطر فقط يه قسمت كوتاه از اون فيلم رو ترجمه مي كنم!...شما مي تونيد هر سكانسي رو كه معنيش رو نمي دونيد يا از اون خوشتون مي ياد و مي خوايد كه عكساي اون رو هم بذارم تو قسمت نظرات بگيد...اگه خواستيد هم مي تونيد به عنوان نظر خصوصي بديد...فرقي نمي كنه!...اگه از جشنواره اي هم باشه اشكال نداره!...اگه فيلمش رو داشته باشم حتما براتون مي ذارم!!!

خب بريم سراغ اولين فيلم:

هم توم

ديليلينگ ديليلينگ...ديليلينگ ديليلينگ(چه زنگ تلفن ضايع اي دارن!...حالا اگه گفتين كدوم قسمته؟؟؟)

مادر ريا(كرن كر) خواب آلود ميگه:...توي بمبئي شبها تلفنها رو قطع نمي كنند؟؟؟...هي!...

ريا(راني موكرجي) با چشمهاي بسته گوشي رو برمي داره و ميگه:بله كارن؟

كارن(سيفعلي خان):هي...سلام ريا

ريا:به من نگو سلام ريا!...اوكي؟

كارن:از دستم ناراحتي؟

ريا:...اوهوم!

كارن:باشه...من برمي گردم خونه!

ريا با تعجب ميگه:چي؟؟؟

كارن:من بيرون خونه ات ايستادم!

ريا در رو بز مي كنه و كارن ميگه:خيلي گشنمه!...چيزي واسه خوردن پيدا ميشه؟؟؟؟؟؟

كارن و ريا نشستند و كارن در حال خوردنه!

ريا در حالي كه از پنجره به بيرون نگاه مي كنه ميگه:خيلي خوبه كه برگشتم هند...مامان راست مي گفت!...كشورت متعلق به خودته!

كارن تمسخر آميز ميگه:خب كي بهت گفته بود كه تو پاريس زندگي كني؟

ريا خشكش مي زنه...كارن آروم ميگه:متاسفم ريا...منظوري نداشتم.......

ريا سريع ميگه:نه نه نه...متاسف نباش!...كارن...موضوع اينه كه...اگه من هند مي موندم...مامان و بقيه فاميل ها...راجع به ازدواج مجدد من صحبت مي كردن!...و بعد از مرگ سمير...من همه ي اين حرفا رو رد مي كردم!..بعد از رفتن يه نفر...عشقت نسبت به اون كم نمي شه!...عشق سمير هميشه با من مي مونه.من هميشه دوسش دارم! كارن سري تكون مي ده و ميگه:آره من مي فهمم ريا اما...اين به اين معني نيست كه تو نتوني زندگي دوباره ات رو شروع كني...يعني...نمي توني زندگيت رو متوقف كني!

ريا:...ها...اما براي شروع زندگي دوباره...وجود يك همدم خوب لازمه!

كارن سرش رو تكون مي ده و ريا به طعنه ميگه:نه كسي كه يك تدارك دهنده ي عروسي باشه! و مي خنده!

كارن:ها...و اگر پيدا بشه چي؟

ريا:چه مزخرف!

كارن:زودباش بابا...گوش كن من واقعا عروسي تداركاتي(يا همون سنتي!) رو دوست دارم...من واقعا بهش اعتقاد دارم!

ريا كه تمام مدت به دروغهاي كارن مي خنده ميگه:كارن!!!

كارن:من جدي ام بابا!...ببين ما الان وانمود مي كنيم كه براي يه عروسي تداركاتي همديگه رو ملاقات كرديم!

ريا:چرا نه؟...ساعت دو نيمه شب وانمود مي كنيم!

كارن:سلام ريا...اسم من چامبك بوميا هستش.دوست دختر برادر زاده ي خاله ات از تو خيلي تعريف كرده!

ريا در حالي كه داره بلند ميشه ميگه:من باورم نمي شه!...خفه شو!

كارن:اون گفته كه من و تو با هم عالي هستيم...واسه هم ساخته شديم ريا!

ريا كه داره ساندويچ درست مي كنه ميگه:چرا نه؟

كارن مي ياد پيشش و ميگه: زود باش ديگه...ريا!..نرو اونجا...خب حالا چامبك بوميا نه ولي اگر يه آدم نابغه و باهوش باشه چي؟ و اگه اون بهت بگه كه ريا بعد از اين همه سال تنها زندگي كردن تو پاريس آيا تو حاضري خودت رو با من تو بمبئي وقف بدي!

ريا بشقاب رو به طرفش مي گيره و ميگه:ساندويچ!

كارن بشقاب رو ميگيره و ميگه:ممنون. و وقتي مي بينه ريا داره ميره سريع دستش رو مي گيره و ميگه:هي ريا...بيا...زودباش...يه لحظه بشين. فقط بشين... و دو تايي رو صندلي مي شينند!

ريا مي شينه و ميگه: ول كن كارن...اين اصلا خنده دار نيست!

كارن:اين خنده داره!...خنده دار!...خنده يادت مي ياد؟....زود باش!

ريا خنده اي ميكنه و ميگه:اوكي...چي داشتي مي پرسيدي؟

كارن:بعد از پاريس...آيا تو مي توني خودتو با من تو بمبئي وقف بدي!؟؟؟

ريا بعد از كمي فكر ميگه:مهم تر از سازگاري شهرها...سازگاري افراده! و اگه دو نفر با هم خوشبخت هستن...بمبئي يا پاريس!...چه فرقي مي كنه!

كارن پس از كمي مكث با لحن تحسين آميزي ميگه:زدي به هدف...جواب عالي بود!!!

ريا با خنده ميگه:ممنون!

كارن:آها راستي...تو بعد از ازدواج هم مي خواي كار كني؟

ريا سريع ميگه:چطور؟ تو نمي خواي كه من بعد از ازدواج كار كنم؟

كارن:نه نه بابا...به نظر من اين عاليه!...به نظر من هر زني بايد كاركنه و فقط واسه وقت گذروندن نه!...بلكه به طور جدي! درست مثل تو...واقعا!

ريا هم سريع ميگه:اين يه جواب عاليه! زدي به هدف!

كارن:ممنون...حالا راجع به بچه ها چي؟

ريا:چي راجع به بچه ها؟

كارن:نه نه تو نه!...خب تو نمي خواي از من بپرسي كه من از بچه ها خوشم مي ياد يا...

ريا سريع ميگه:آره آره...خب تو از بچه ها خوشت مي ياد؟

كارن دستاش رو باز مي كنه و ميگه:بي نهايت...من اول از همه يه دختر مي خوام. زيبا و باهوش...مثل تو!...من پدر خيلي خوبي مي شم! و اگه پسري مثل من اينطوري بياد سراغش اون وقت مي زنم پاهاشو مي شكونم... و زير لب ميگه:حروم زاده!!!

ريا با ناباوري ميگه:اوه...و تو فكر مي كني كه اگه چنين كاري بكني پدر خوبي هستي؟

كارن:خب ببين تو مادر به اين خوبي مي شي...خب اگه من يه ذره بچه ها رو لوس كنم چه ايرادي داره!... و به سمت ريا خم ميشه!

ريا هم به تقليد از اون مي ياد جلو و ميگه:جدي؟ پس همه زحمتا رو من بكشم و همه لذتش رو تو ببري؟؟؟

كارن:بله...ببين اگه از ديد من نگاه كني كه ازدواج معركه اي ميشه!...فقط براي كامل كردن عكس خانواده مون ما به يه...سگ كوچولو نياز داريم!

ريا با ذوق ميگه:و اسمش رو مي ذاريم تامي!!!

كارن اخم ميكنه و ميگه:تامي؟ چه اسم ضايعي!

ريا با اخم به شونه ي كارن مي زنه و كارن ميگه:خيله خب باشه تامي. ولي يه شرط داره!...وظيفه بيرون بردن تامي كاملا به عهده ي توست و من نمي تونم انجامش بدم!

ريا:قبوله!

كارن:من فقط پشت ميز غذا از بشقاب خودم بهش غذا مي دم كه بيا تامي بخور...تامي بخور!...اين تمام كاريه كه مي كنم!

ريا پس از كمي مكث به طور جدي ميگه:خب تو بعد از ازدواج به غير از لوس كردن بچه ها و تامي ديگه چيكار مي كني؟

كارن خيلي ريلكس ميگه:ديگه چي كار كنم؟...اون وقت من به راحتي و آرومي زندگيم رو مي گذرونم در كنار بچه هام و تامي... و تا اخم ريا رو مي بينه ميگه: و آها...و در كنار تو...ببخشيد!

ريا جدي ميگه:پس من بعد از بچه ها و تامي قرار مي گيرم!

كارن كه هول كرده ميگه:نه ريا...من اشتباه كردم...در كنار تو!

ريا:پس من بعد از بچه ها و تامي قرار مي گيرم!

كارن:نه ريا...من....متاسفم...

ريا در حالي كه مي خنده تهديد آميز رو به كارن ميگه:اگه تو اسم منو...بعد از بچه ها و تامي بياري!...

كارن:خب!؟

ريا يقه ي كارن رو ميگيره و ميگه:اونوقت من تو رو تيكه تيكه...تيكه تيكه مي كنم و به خورد اون تامي مي دم!

كارن دستاش رو مي بره و بالا و در حالي كه تسليم شده ميگه:خيله خب بابا...باشه متاسفم...از امروز به بعد بچه ها و تامي به كنار . و دستاش رو مي ذاره رو صورت ريا و ميگه: من هميشه تو رو بيشتر از هر كس ديگه اي دوست دارم!

و براي چند لحظه به هم خيره مي شن...انگار يادشون رفته بود كه فقط دارن نقش بازي مي كنند...خلاصه به خودشون مي يان. كارن دستش رو برمي داره و مي ياد عقب و ميگه:ديدي؟ صحبت كردن راجع به عروسي تداركاتي چقدر آسون؟ و ريا هم لبخند مي زنه!

كارن به شوخي ميگه:تقريبا ازدواجمون سر گرفته بود!

و بعد هر دو بدون اينكه چيزي بگن به اطراف نگاه مي كنند!!!!

  

خب دوستان این هم از این!فعلا برای بار اول فقط یک فیلم رو گذاشتم تا ببینم خوشتون می یاد یا نه!راستي قبل از اينكه بريد يه سري به ادامه مطلب بزنيد كه چند تا خبر و عكس باحال دارم!.. به اضافهي بقيه عكسهاي فير. خودم كه بعد از ديدن خبرها كلي تعجب كردم شما رو نمي دونم؟؟؟؟ دوستون دارم!...بای بای

 


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 22:52 توسط مهسا |